زير درخت با شروع نقد ۱۷ ساله

شنبه گذشته به شام دبیرستان مهمان بودم . دعوت کرده بودند به مناسبت روز معلم و در این میان مرا هم دعوت کرده بودند . ( لطف داشتند و راستش را بخواهید من هم منتظر بودم و خوشحال شدم ) . رفتم و دوستان قدیمی را دیدم و مخصوصا دبیران سال اخر را که حسابی احوال پرسی کردند . شب خوبی بود و خوش گذشت و من در طول مسیر بازگشت به خانه مرور کردم این ۱۷ سال را و شاید بنویسم ، تکه هایی از آنرا . نه به عنوان خاطره ، بلکه به عنوان نقد ۱۷ ساله . شاید .

/ 3 نظر / 5 بازدید
رسول

سلام آقا معلم خيلی ارادت داريم ... من و شادی هر دوتا مون باباها و مامان ها و داداش هامون معلم هستن ... دوست دارم به وبلاگمون سری بزنين خيلی دلم می خواد از حال و احوال هم بيشتر و زود به زود مطلع بشيم ... با تبادل لينک موافقين؟

آرش

من هم يه بار به صورت اتفاقی تو اين جشن بودم (البته اگه همونی باشه که فکر می کنم) و خيلی خوب بود و خیلی هم خوش گذشت. موفق باشيد آقا معلم

محمد خوش زبان

از واژه "نقد" خوشم می آد. نه "انتقاد"ـه ، نه "تحسین"، یه جور بیان واقعیت ها و بیان نکات لطیفه. حتما نقد بنویسین، من که چشم به راهم... مخلص