زير درخت و خاطرات من از ۲۲ بهمن

زمین بالا رفت و آسمان فرود آمد ، و آرش پای بر زمین ، سر بر آسمان ، تیر بر کمان نهاد .

او – آرش مردمی – پا بر زمین استوار کرد ؛ و مهر – که بر گردونه ی خورشید می گذشت – از گاه خود بسی بالا رفت ؛ تا زیر پای آرش رسید . آرش کمان راست تر گرفت ؛ با چهل  اندام . او زه  کشید ؛ و ابرها به جنبش در آمدند . او – آرش مردمی – زه را با نیروی دل کشید ؛ و آذرخش تند پدید آمد . کمان آرش خم شد و باز خم تر شد ؛ و زمین را لرزش سخت ؛ و غرنب از دل البرز برخاست بود ، و خورشید تندرو از رفتار بازایستاده ؛ و هفت آسمان زبر زیر شده ؛ و گردون به سرخی سرخترین باده ها گشت . ابرها شکافته ! رودها از راه خود بازگشته ! وین آذرخشی چند ؛ آذرخشی چند . البرز می گوید : من چگونه توانستم او را بر دوش خود نگه دارم ؟ و زبان او زبانه های آتش بود . و خروش از کیهانیان برخاست ؛ چه بر بلندترین بلندیها آرش دگر نبود . و تیر او بر دورترین دوریها می رفت . و ابرها را خروشی چند ، غریوی چند . و خورشید پنهان ، و آسمان ناپدید . و مردان غره هاشان سهم :  آرش باز خواهد گشت ! آرش باز خواهد گشت ! و آن تیر که به بلندی نیزه ای بود – نیزه ای که خود بسیار بلند باشد – و از آرش بود ، همچنان می رفت ؛ و بادها می رفتند تا مگرش بازیابند . از سه کوه بلند گذشت ؛ که سر به دامان دریا داشنتند . از هفت دشت پهناور ؛ که  رمه  در آنها  فراوان بود . از چند  و اند رود ! و پنج دریا ؛ که کرانه هاشان پیدا نبود ! و سه بار خورشید فرو رفت ؛ و باز بالا آمد . و سه بار توفان در گرفت ، و باز آرام شد . و سه روز مردان در پای البرز – آن بلند پایه ی هفت آسمان – بودند ، تا آرش – فرزند زمین – باز گردد؛ و او باز نگشت ! و باز هفت روز ایشان بودند ، تا آن که به مردی یگانه بود، بازگردد ؛ و تیر می رفت و یابندگان که به یافتن آرش رفته بودند  باز گشتند ؛ پیشانی پرچین ، و موی سپید گفت : او چگونه می تواند  باز گردد ؟ زیرا او تیرش را – که به بلندی نیزه ای بود – با دل خود انداخته بود ، و نه بازوی خود .

و تیر می رفت

و تا کیهان بوده است این تیر رفته است .

.. و من مردمی را می شناسم که هنوز می گویند : آرش باز خواهد گشت .

( متن سه برخوانی - آرش - نوشته بهرام بیضایی )

/ 1 نظر / 5 بازدید
حمزه نعيمی

سلااااااام! حال شما؟ خوبين؟ علی خيلی وقت پيش صحبت پاتوقتان را کرده بود. و حالا از طريق بچه(!!) شريفی ها (نوید ۳۰۰۰) پيدايتان کردم. و آن هم حالا!!!! که پس از ۳ سال ول گشتن در اينترنت ۳ هفته کمتر ميام تا کنکور ارشد بدم. دلمون تنگ تون می شه. دعامون کنين. خداحافظ