زیر درخت و آسمان ابری و هوای سرد اینجا

چهارشنبه هفته پیش رسیدیم . دوم سپتامبر . گرفتن جایی برای ماندن  و تهیه وسایل زندگی. ظاهرا قرار است بمانیم .

آمده ایم ادینبرو . اما دلمان کجاست ؟ نمیدانم . راستش تهران هم نیست ولی دوست دارم بارها و بارها سرود وطنم را بشنوم .

آنکارا - استانبول - اسکوپیه - بلگراد - لندن و بالاخره ادینبرو .دو ماه سفر .  سخت بود بسیار . کمی خواهم نوشت .

و دیگر ...

/ 6 نظر / 13 بازدید
روشن ضمیر

درآسمان مه گرفته اینجا خورشیدسرنمیزند// روزها میگذرد حتی به اشتباه کسی در نمیزند. دلتنگی این رزها اپیدمی شده. خوشحال میشم بهم سربزنی.

حسین

سلام. کلی حرف برای گفتن اما بی زبانی برخی اوقات راحت تر شنیده می شود . مراقب خودت و همه باش .

محمد خوش زبان

و ما همچنان مخلصیم، چه ادینبرو (ادینبورگ خودمون!)، چه تهران!

میلاد

وطن نیز به یاد شماست ... سفر پر ماجرایی بوده حتما ! امید که سفر نامه شما را بخوانیم. مخلص و ارادتمند بیست و هفتی

مجید

انسان هر چه به افسانه شخصی اش نزدیک میشود مشکلاتش بیشتر میشود امیدوارم همیشه موفق باشی[لبخند]

حمیدرضا

مواظب خودت باش حامد عزیز...