روشنفکری يا ديوانگی و مستی

گاه شک ميکنم.

ميگویند فضای شناخت نيست،فضا آلوده ست ، کسی به ما فرصت نميدهد تا از خود بگوييم و متقابلا بشنويم .

با خودت فکر می کنی شايد بتوانی موجی برای ايجاد فضای سالم راه بياندازی تا در ساييه آن ، آدمها بتوانند بشناسند يکديگر را ، و البته خود را .

پس بهانه ها پيدا می شوند

مدعيان بسيارند ، و فضای روشنفکری فکورانه گرم ، و همه خود را متفاوت از روزمرگی ميدانند و بسيار می فهمند آنچه مردم کوچه و بازار از درکش عاجزند !

اما روشنفکری به چيست ؟

در اين است که فرصت ها را يک به يک از دست بدهيم و بجای کمک در ايجاد فضای سالم، دادن فرصت به ديگری برای ديگر گونه شناخت ، و از آن مهمتر دادن فرصت به خود برای يافتن حقيقت در ابتدای راه آشنايی بمانيم و همان کنيم که در واقع ديگران می کنند ؟

دورهم به لودگی جمع شويم و هيچ برای گفتن نداشته باشيم ؟

شب تا سحر را با ورق و سيگار بگذرانيم و هر از چندی برای يادآوری انکه

می فهمييم و مردم نمی فهمند ، اشارات سياسی کنيم ؟

فرصت ها می روند و راحت ، روشنفکری ما در مزه کردن جمعی يک آبنبات می ماند .

مدعيان متفاوت بودن و ديگر انديشيدن ، حتی فضای متفاوت بودن را از ديگران ميگيرند و يا خود در لحظه انتخاب، به هزار بهانه در جمع حل ميشوند و هر بار بهانه برای از دست دادن فرصت بسيار دارند  و حتما باز ما سختگير شده ايم و حساس و بايد واضحات را بلند بلند توضيح دهيم و در آخر بشنويم که اين چندان هم مهم نبودو شما بدبينيد و سخت می گيريد ، پس ما کی تفريح کنيم و شاد باشيم ؟؟!!!

بهانه ها بسيار است و هميشه جديت در راه ، باتهمت حساسيت بی مورد،

دل کوچکی و سختگيری بی دليل و ... رانده ميشود .

خود را روشنفکرانه يا شايد سياستمدارانه ، يا گاه مثلا از سر تواضع ديوانه و مست می خوانند تا راه را بر بحث منطقی و حساب و کتاب هوشيارانه ببندند ،

چرا که اين مد و ژست ادبيات ماست ولی اين راه بکجا ميرود ؟

من سالهاست که دل کوچکم ، دل گندگی اگر با سرعت و سبقتهای بسيار ، حيرانی در فضای محبت و انتخاب هزار نفر از هزار نفر با ژست لبخند و بی پروايی در برخورد با ديگران همراه است ، همان برای ديوانگان و مستان

زير درخت بايد ساده بود .

و چقدر سخت است ، مجبور شوی با آنها که دوستشان داری ، بلند بگويی حتی زير درخت .

/ 4 نظر / 5 بازدید
بامزی

دلا خوبان همه خوب می پسندند

مجتبي.م

نوشته ی زيبا و قابل تاملی بود / ياعلی

divane

خوبه که حرفا مونو نخوريم و راحت بزنيم حتی در مورد دوستانمون . و زير درخت اين خوبی را داره .

جمیله

جالبه ...وبلاگتون هم مثل خودتون، صحبت کردنتون و حرکاتتون ملایم و عمیق است....و آرامش بخش. چرا بیشتر نمی نویسین؟