زير درخت با خاطرات سفر

ديشب عليرضا اومده بود تا در مورد برنامه تور ماسوله صحبت کنيم و به نتيجه برسيم .

گرچه بعد از کلی صحبت که تقريبا همه سعی در قانع کردن من داشتن ،اونم هر کس با دلايل خواص خودش - هدا با ديدگاه خودش و زهرا و عليرضا و حتی مهدی که برای اولين بار تو همچين جلساتی شرکت می کرد با حرفاشون  ، باز تصميم گيری قطعی به ۲ روز بعد موکول شد  .

ولی شايد اين بهانه بود تا عليرضا با حرارت شروع به تعريف از سفر مسکو کنه ، و اين جالبه که عليرضا رو اين موقعها می تونی به حرف بياری

اون با حرارت تعريف می کرد و عکسا رو نشون می دادو ما هم هر کدوم يجورايی کيف می کرديم .

من که دونبال بهانه می گشتم تا حس نوستالژيم زنده بشه و ياد سفر هند و همراهی با عليرضا و ياسر بيافتم و بعد سفر مالزی و تايلند و با هدا گشتن .

انگار آدما تو سفر قد می کشن و بلند می شن و اونوقت که می تونن دورترها رو ببينن و ...

ديشب جای ياسر هم خالی بود .

 

/ 0 نظر / 3 بازدید