زیر درخت و مرور خاطرات تدریس 2

از مهر ۶٧ تا تقریبا پایان بهمن ماه در دبیرستان نیکان مشغول بکار شدم . بچه های دوره ١٣ نیکان وارد اول دبیرستان شده بودند و به این ترتیب عمدتا به دوره ١٣ و ١٢ که آن موقع سال دوم بودند برخورد داشتم . بچه ها برای گرفتن واحد های درسی و انجام کلیه امور شبه آموزشی خود به من مراجعه میکردند . هماهنگی کلاسها و امتحانات و نمرات و از این دست بر عهده من بود . یادم می آید که معلمین راهنمای اول آقای جواد دولتی و دوم آقای محمد دولتی ( فرزندان آقای دولتی دبیر معروف زبان ) بودند . روزهای خوبی بود . هر روز به دبیرستان میرفتم و برای خودم اتاق کوچکی داشتم و میزی و خلوتی . راهرویی بود کنار دفتر دبیرستان که از یک طرف دری داشت در ناهارخوری آن زمان . با کمد انتهای راهرو را مسدود کرده بودند و شده بود اتاقی کوچک برای آموزش دانشگاه نورالثقلین و محل کار من. گاه  ، دیگر هم دوره ای ها می آمدند و اتاق کوچک من میشد پاتوق و خوش میگذشت . اتاق استراحت معلمی جدا بود برای خوردن چای و گپ دوستانه که من منتظر میماندم تا زنگ بخورد و معلمین به کلاس بروند و بعد چایی و بیسکویتی بخورم .

یادم می آید روزی ابتدای زنگ تفریح آقای جواد دولتی به اتاقم آمد و صدایم کرد و بعد خواست همراهش به اتاق استراحت معلمین بروم و آنجا همه برایم بلند شدند و در کنار خودشان برایم جا بازکردند و چای تعارفم نمودند و من خجالت کشیدم و البته خوشحال . گاه آدمی بسادگی احساس بزرگی میکند .

 

/ 0 نظر / 7 بازدید