زير درخت و آرش کمانگير - ۴

هنوز به آرش فکرمی کنم ، برای خودم هم عجيب است که چرا اينقدر اين داستان -افسانه مرا با خود درگير کرده ، اين افسانه را بارها پيش از اين شنديده بودم گرچه اينبار روايت متفاوت بود .

و من هنوز درگير آرشم .

۲ ، ۳ هفته پيش ، جمعه مراسم تشييع پيکر شهدای جنگ بود ، دوست داشتم شرکت کنم ولی   نشد - راستش دلم تنگ شده بود و اينبار شايد بخاطر افسانه آرش انگار اين دلتنگی پررنگ تر بنظر ميرسيد . اينبار برايم آرش و شهدا معنای ديگری داشتند.

هيبت نگاه آرش در تابلوی طاها هنوز هم مرا سحر کرده است . معنی نگاه او و سحر آن مرا با خود برده است .  

/ 3 نظر / 5 بازدید
پدرام

سلام...افسانه ها جزئی از زندگی ما هستن ...اتفاقات روزمره رو زيبا مينويسی...به منم سر بزن

mojas

سلام. خوشحالم که دوباره می نويسيد

مهسا و احسان

سلام / خيلی خوب افسانه ها رو می نويسی / واقعا عالی بود بهتون تبريک می گيم / بای