زير درخت ، خيلی دور خيلی نزديک

فيلم خيلی دور خيلی نزديکو ديدم ، گرچه در يک موقعيت  نه چندان خوب .

البته با تمام اين شرايط تصاوير کوير ، من و با خودش برد .

چند سال پيش هم در يک شرايط عجيب ،خودم و آماده کرده بودم که واقعا برم اون دور دورا ، شايد يک روستای کوچيک .

اما ديشب هدا هم باهام بود  و اين همراهی حس ديگه ای داشت .

راستی دوباره مثل قديما ياد ستاره ها  برام زنده شد

تو کوير اونا خيلی نزديکن  

/ 1 نظر / 4 بازدید
silverroad

سلام اونقدر از کوير گفتيد که لازم شد به يک سفر کويری برم دور از همه و دور از هرکجا...در کوير نا کجا آباد. يجورايی آدم دوست داره با يارش همسفرش جاهای ناشناخته ای رو کشف کنه و لذت این کشفشو با شریکش همراه بشه... اما مشکل از اونجایی شروع میشه که فقدان یه همسفرو تو زندگیت حس میکنی وقتی از کویرو ستاره حرف زدین یاد این جمله افتادم که هرکسی یه ستارهای داره اما مال بعضی ها ستارشون هر صد سال یک بار پیدا میشه و اونم زود محو میشه تازه اگه صد سالل بعد زنده باشی تا پیداش کنی اونقدر از همراهتون گفتین که منم یاد همراه نداشتم افتادم پیروز و موفق باشید همیشه در کنار ستارتون باشید...