دیدار شبانه

گفتم ، بسیار ، از تردیدها
گفت ، بیشتر ، از تردیدها
و هر بار که من می گفتم ، او قاطعانه پاسخ می گفت . و هر بار او ، من محکم ، پاسخ .
ما زبان یکدیگر خوب میفهمیم . سالهاست که اینگونه است .
موقع برگشت به خانه ، خیابان خالی  بود ، تنهایی چند برابر شده بود
اما من از کنار دوست به کنار همراهم میرفتم .
با تمام تردید ها اما آرامم ،
باید کفشهایم را در بیاورم 
لمس سنگ ریزه ها با انگاشتان پا لطف دیگری دارد

/ 0 نظر / 8 بازدید